قرارداد کار با مدت موقت

در این قراردادها، خاتمه‌ی قرارداد در آن ذکر می‌شود، و با پایان زمان آن قرارداد خاتمه می‌یابد. در صورتی که قرارداد موقت به موقع تمدید نشود و تعیین تکلیف نشود و کارگر همچنان به کار خویش ادامه دهد، کارگر می‌تواند ادعا کند که شفاها قرارداد تمدید شده است. باید بدانیم در این قراردادها تمدید یا تجدید قرارداد سبب دائمی شدن قرارداد نمی‌شود.

قرارداد کار با مدت غیرموقت

طبق تبصره‌ی ۲ ماده‌ی ۷ قانون کار در کارهایی که طبیعت آنها جنبه‌ی مستمر دارد، چنانچه مدتی در قرارداد ذکر نشود، قرارداد دائمی تلقی می‌شود. بنابراین کارگری که در یک کارخانه‌ی فرش‌بافی مشغول به کار می‌شود چنانچه انجام کار مقید به مدت خاصی نباشد و مقرر گردد روزانه مبلغ مشخصی مزد دریافت کند، قانون کار چنین کارگری را کارگر دائم آن کارگاه خواهد شناخت. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که بدانیم در گذشته از اصطلاح قرارداد دائم به جای قرارداد غیرموقت استفاده می‌شد ولی باید بدانیم که در حال حاضر قانونگذار به‌درستی از اصطلاح قرارداد غیرموقت استفاده کرده است چون قراردادها حتی اگر غیرموقت (دائم) هم باشند، محدود به وقایع مختلفی مثل فوت، از کارافتادگی، بازنشستگی و این قبیل امور هستند.

کارگر و کارفرما در قراردادهای غیرموقت، می‌توانند با توافق یکدیگر دوره‌ی آزمایشی تعیین کنند که مدت این دوره‌ی آزمایشی حتما باید در قرارداد مشخص شود و طبق قانون حداکثر این مدت برای کارگران ساده و نیمه‌ماهر یک ماه و برای کارگران ماهر و دارای تخصص بالا سه ماه است. در این دوره‌ی آزمایشی هر یک از کارگر یا کارفرما می‌تواند رابطه‌ی کار را بدون الزامی به پرداخت خسارت قطع کند.

در قرارداد کار معین، همان ‌طور که از نام آن پیداست برای انجام کار معینی قرارداد کار منعقد شده است. برای مثال کارگرانی برای حفر کانال لوله‌کشی آب یا گاز برای منطقه‌ی مشخص شهری به ‌کار گرفته شده‌اند، با اتمام عملیات لوله‌گذاری کار آنها خاتمه‌ یافته تلقی خواهد شد. نکته‌ای که باید به آن دقت کنیم این است که در انجام کار معین هم، کارگر با ابزار و لوازم متعلق به کارفرما و بنا به دستور او کار را انجام می‌دهد و از این جهت با پیمانکار متفاوت است چراکه پیمانکار خودش ابزار و وسایل کار را فراهم می‌کند و به نوعی کارفرما محسوب می‌شود.

به طور کلی خاتمه‌ی قرارداد کار می‌تواند به سبب یکی از عوامل زیر باشد؛

۱. پایان کار در قراردادهایی که مربوط به کار معین است.

۲. پایان مدت قراردادهای موقت کار و عدم تجدید آن.

۳. قوه‌ی قاهره؛ مثلا بر اثر حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله یا حوادث غیرقابل پیش‌بینی مثل آتش‌سوزی، کارگاه به کلی نابود شده و امکان ترمیم آن وجود نداشته باشد. در اینجا قرارداد خاتمه‌یافته محسوب می‌شود و کارگران تحت پوشش بیمه‌ی بیکاری قرار می‌گیرند.

۴. فوت كارگر.

۵. بازنشستگی كارگر.

۶. از كار افتادگی كلی (حالتی كه طبق نظر كمیسیونِ پزشكیِ تأمین اجتماعی، كارگر بیش از ۶۶درصد از توانایی خود را برای كار از دست بدهد).

۷. استعفای كارگر؛ خاص قراردادهای غیرموقت است. لذا کارگری که دارای قرارداد کار معین یا با مدت معین است حق استعفا ندارد. برای استعفا کارگر باید اولا استعفای خود را کتبا تنظیم و تحویل کارفرما نماید و ثانیا پس از تقدیم استعفا به کارفرما، یک ماه به کار خود ادامه دهد.

۸. اخراج کارگر؛ اخراج کارگر می‌تواند به دلایل مختلفی باشد از جمله؛

بر اثر قصور و بی‌انضباطی کارگر؛

پس از توقیفِ منجربه محکومیت جزایی. در حال حاضر هرگونه توقیف متهم که منجربه محکومیتش شود از جهات موجه اخراج کارگر خواهد بود؛

موارد دیگری هم برای اخراج می‌تواند وجود داشته باشد ازجمله اینکه کارفرما ورشکسته شود یا فعالیتی که کارگاه برای آن تشکیل شده در انحصار دولت قرار بگیرد و غیره.

۹. فسخ قرارداد به نحوی که در متن قرارداد پیش‌بینی شده است (در خصوص قراردادهای نامحدود و مشروط به عدم مخالفت با قانون).

۱۰. تعدیل نیروی انسانی (خاص شرکت‌های صنعتی)؛ به‌ موجب بند (ح) الحاقی در سال ۱۳۸۷ به ماده‌ی ۲۱ قانون کار با توجه به کاهش تولید و تغییرات ساختاری در شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مطابق با ماده‌ی ۹ قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل و نوسازی صنایع کشور با شناسایی نیروهای مازاد می‌توان با شرایطی به قرارداد کار پایان داد که البته شرایط خاص این ماده باید رعایت شود. مطمئنا در دنیای پرتلاطم امروزی، یکی از موضوعاتی که می تواند جوامع بشری را از اختلافات شخصی و جمعی در امان بدارد، «آشنایی با حقوق متقابل افراد با یکدیگر و قانون» است که مهمترین اثر این آشنایی و آگاهی را می توان در پیشگیری از وقوع بسیاری از مشکلات حقوقی دانست؛ بنابراین، امروز تلاش داریم تا موضوع «قصور و تقصیر در پزشکی» را بررسی کنیم.